Matrix Rotation of the Mandible

بنا به تعریف Bjork چرخش ماتریکس مندیبل به چرخش پلن مندیبل نسبت به بیس کرانیوم  در حین رشد گفته می شود. چرخش ماتریکس در واقع همان چرخش فک پایین حول کندیل می باشد. Proffit این نوع چرخش را چرخش کلی (Total Rotaion) نامیده است، درحالی که  تعریف Bjork از چرخش کلی متفاوت می باشد. در…

Masticatory Muscles

این عبارت از دو واژه ی Masticatory  به معنای جونده و Muscles  به معنای عضلات تشکیل شده است. عضلات سیستم جونده  شامل گروهی از چهار جفت عضله است که عامل حرکت فک پایین حین حرکات فکی از جمله جویدن، تکلم، خمیازه و تغییر حالات صورت می باشند. عضلات جونده اصلی عبارتند از : عضله تمپورالیس،…

Masseter Muscle

عضله ماستر یکی از مهمترین عضلات سیستم جونده است چرا که هم سطحی بوده و هم بسیار قوی و ضخیم می باشد. این عضله دارای چهار قسمت (دو سر، یک بخش سطحی و یک بخش عمقی) است که از یک طرف به نیمه بالائی راموس و رویه جانبی زایده کرونوئید و از طرف دیگر به…

Mandible

مندیبل به فک تحتانی حیوانات مهره دار گفته می شود. این استخوان توسط دو مفصل متحرک به قاعده ی جمجمه متصل بوده، متحرک ترین استخوان سر و صورت می باشد و مسئول حرکات فکین طی عملکرد هایی از قبیل جویدن و تکلم است. استخوان مندیبل شامل بخش های مختلفی می باشد: زائده ی کندیل، زائده…

Malformation

این عبارت از دو واژه Mal به معنای نقص و Formation به معنای شکل گیری تشکیل شده است و به معنای بدشکلی و نقص در شکل و یا ساختار می باشد. این عبارت خصوصا زمانی کاربرد دارد که یک بخش یا عضو از بدن این نقص را به طور مادرزادی دارا باشد.

Malformation Syndromes

این عبارت به معنای سندرم هایی است که با Malformation (بدشکلی) همراه هستند. عموما در هر نوع سندرم چندین بد شکلی در چند اندام به طور همزمان اتفاق می افتد. این که چه اندام هایی و به چه نحوی درگیر باشند به نوع سندرم بستگی دارد. این بد شکلی ها مادر زادی هستند. ( به…

Malar Bone

عبارت Malar یک صفت و به معنای مرتبط با گونه می باشد.  عبارت  Malar Boneبه معنای استخوان گونه ای می باشد. این استخوان به صورت جفت در قسمت طرفی صورت بوده و به استخوان های ماگزیلا، تمپورال، اسفنوئید و فرونتال متصل می شود.  استخوان مالار برجستگی گونه و قسمت هایی از دیواره طرفی و کف…

Intramembranous Ossification

واژه ی  Ossification به معنای ” استخوانی شدن”  و  واژه ی Intramembranous  به معنای “داخل غشایی” می باشد. استخوانی شدن داخل غشایی یکی از دو روش استخوان سازی می باشد که در آن بر خلاف روش استخوانی شدن داخل غضروفی، ماتریکس مترشحه از استئوبلاست ها به طور مستقیم دچار مینرالیزاسیون (معدنی شدن) می شود؛ به…

Endochondral Ossification

واژه ی Ossification به معنای “استخوانی شدن”   و  واژه ی Endochondral    به معنای “داخل غضروفی” می باشد. استخوانی شدن داخل غضروفی یکی از دو روش استخوان سازی می باشد که در آن بر خلاف روش استخوانی شدن داخل غشایی ، رسوب ماتریکس استخوانی روی یک ماتریکس غضروفی از پیش موجود صورت می گیرد. یعنی در…